جعفر شهرى باف

218

طهران قديم ( فارسى )

پر و پيمان‌ترين دكانى كه شايد فقط جملهء زير را بتوان مصداق حالت صورت و كيفيت آن يافت : ( چيزى مىخواهد كه در دكان هيچ عطارى پيدا نمىشود ! ) و جايى كه همه چيز در آن غير از جان آدمى يافت ميگرديد . عطارىهاى سبزه‌ميدان دو جنبه داشتند يكى خرده‌فروشى و ديگر عمده‌فروشى و بنكدارى كه با همه سرمايه‌دارى و دست اولى از جهت مركزيت به خرده‌فروشى نيز مجبور بودند كه از همان خرده‌فروشى كه كيسه بغچه‌هاى دوا را كنار و گوشهء سبزه‌ميدان پهن كرده بودند به تجارت و بنكدارى رسيده بودند . در اين صورت نه تنها مركزيتى براى ديگر دكاندارها بود كه اجناس مورد حاجت خود تأمين كنند ، بلكه خانه‌دارها هم اكثر لوازم خانهء خود را ، آنها كه مصرف زيادتر داشتند و ماهانه ، سالانه مىخريدند از جنس عطارى و دواجات ، بخاطر تازه و ارزانتر بودن از آنها تهيه مىكردند . فروش دوا از كارهاى اصلى آنها بود و تا دواجات فرنگى متداول نشده بود محليتى داشت براى كليه داروهاى ايرانى و آنچه در ديگر نقاط شهر بدست نمىآمد كه مردم مىتوانستند از عطارىهاى سبزه‌ميدان بدست آورند و عطار يعنى كسى كه به تمام اسامى و خصوصيات و مضار و فوايد علف و گياه ، چه دارويى و چه غير آن واقف بوده يكان يكان را از نام و صورت شناخته ، از طبع و خاصيت هر يك اطلاع كافى داشته باشد . از اينرو اين گونه عطارىهاى دوافروش خود نيمچه طبيب بلكه طبيبى بودند كه علاوه بر نسخه‌پيچى كار طبابت هم انجام مىدادند ، كه يكى ديگر از اسباب رونق كارشان همين كلينيك مجانى سرپاييشان بود كه هم خود ويزيت كرده و هم دوا مىدادند و ديگر كهنه نبودن دواهايشان كه از جهت فروش زيادشان هميشه تازه بدست مردم مىرسيد . داروسازى نيز از ديگر كارهايشان بود كه هر دكان به اسم خود قرص و حب و كپسول و شربت و روغن‌هايى داشت كه در جهت امراض عمومى مورد استفاده قرار مىگرفت . از ماليدنى روغن‌هايى كه امراض جلدى را علاج مينمود . از قرص و حب‌ها و قرص كمر براى تقويت گرده و پشت و امور جنسى و حب لينت و از اين قبيل براى معده و امعاء و حب سرعت انزال و حب نعوظ جهت مردان ضعيف و محروم . همچنين كپسول ضد اسهال و كپسول گنه‌گنه و چهار گرد